انواع ساختار سازمانی

ساختار سازمانی مشخص می‌کند که مشاغل و وظایف در یک سازمان چطور دسته‌بندی، تقسیم و هماهنگ می‌شوند. نوع ساختار سازمانی به نوع سازمان و شیوه‌ی رویکرد آن در عملیات‌های اجرایی بستگی دارد. بیشتر ساختارهای سازمانی به شیوه‌های کلاسیک طراحی می‌شوند.
11 دی 1278

رایج‌ترین ساختارهای سازمانی عبارتند از:


ساختار خطی  یا سلسله مراتبی (Hierarchical)

در میان شرکت‌های کوچک، ساختار سازمانی خطی یا سلسله مراتبی، ساده‌ترین و رایج‌ترین نوع ساختار است. در ساختار خطی، قدرت و اختیار در یک خط مستقیم و به صورت سلسله مراتبی از مدیریت کل به سطوح مختلف مدیریت و زیردستان و در نهایت به‌سوی کارگران و کارمندان جریان می‌یابد. این ساختار به‌وضوح، میزان اختیارات و مسئولیت‌های هر سطح را مشخص می‌کند.

در این ساختار یک وحدت فرماندهی وجود دارد؛ به‌نحوی که هر فرد در هر سطحی، مستقل از افراد دیگر در همان سطح است و فقط پاسخ‌گوی مقام ارشد خود است.

در این نوع ساختار به دلیل کوچک بودن شرکت، اختیارات و مسئولیت‌ها کاملا شفاف، قابل تخصیص و قابل پیگیری‌اند؛ برقراری ارتباط، سریع و ساده است و بازخوردهایی که از کارمندان دریافت می‌شود، با سرعت بیشتری قابل رسیدگی است. در چنین سازمانی به‌راحتی می‌توان نظم را میان کارمندان برقرار کرد و بر عملکرد آنها کنترل داشت.

ساختار سلسله مراتبی می‌تواند ساختاری خشک و جدی باشد و قدرت و اختیار خطی ممکن است گاهی دیکتاتوری به‌نظر برسد و موجب رنجش کارمندان شود؛ اما درصورتی‌که رئیس شرکت و مدیران ارشد، رفتار دوستانه داشته باشند، کارمندان، شرکت را مانند خانه‌ و همکاران و مدیران را مانند اعضای خانواده‌ی خود در نظر می‌گیرند؛ درچنین شرایطی تعلق به سازمان را به‌سادگی می‌توان حس کرد که این شرایط برای یک سازمان بسیار سودمند است.

 

 

ساختار وظیفه‌ای(Functional)

در این نوع ساختارها، به‌جای به‌کارگیری مدیران بامهارت‌های عمومی که در نمودارهای ساختارهای سلسله مراتبی به کار می‌رود، از مدیران وظیفه‌ای و متخصص استفاده می‌شود؛ به این‌صورت که هر مدیر، سرپرستی گروهی را که وظایف مشابهی دارند به عهده می‌گیرد.

ساختار سازمانی وظیفه‌ای، بدون تضعیف وحدت فرماندهی، از مهارت متخصصان بهره می‌برد. با توصیه و مشاوره‌های این متخصصان، مدیران آگاهی بیشتری پیدا می‌کنند و به یک تجزیه‌ و تحلیل علمی و هدفمند از مشکلات کسب‌وکار خود می‌رسند.

در این نوع ساختار به‌جای جایگاه و پست، برای وظیفه و کارکرد سلسله‌مراتب تعیین ‌می‌کنیم؛ این کار موجب تخصصی‌تر شدن کار و افزایش بهره‌وری می‌شود؛ مزیت دیگری که این ساختار دارد این است که مدیران سازمان‌های خطی یا سلسله مراتبی، معمولا سرگرم وظایف روزمره‌ی خود هستند و پیش‌زمینه و زمان کافی برای تصمیم‌گیری‌های آینده یا تدوین سیاست‌های مختلف ندارند؛ پس این کارمندان متخصص هستند که در جهت پیش‌بینی آینده قدم برمی‌دارند؛ زیرا برای تصمیم‌گیری‌های استراتژیک و تحلیل تأثیرات محتمل و رویدادهای مورد انتظار در آینده زمان کافی دارند.

ساختار وظیفه‌ای در سازمان‌های کوچک تا متوسط به‌طور گسترده‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد که البته معایبی هم در آن وجود دارد. هزینه‌ی بالای استخدام کارکنان متخصص یکی از معایب آن است؛ اما ایراد اصلی آن، سردرگمی‌ها و تعارضاتی است که بین بخش‌های مختلف ایجاد می‌شود. اگر تعارضات موجود، به شکل صحیح مدیریت شوند، این ساختار را می‌توان در شرکت‌های بزرگ نیز استفاده کرد.

 

ساختار پروژه ای (Project)

این نوع ساختار، برای سازمان‌دهی پروژه‌ها مناسب است؛ زیرا تمام ساختار آن در قالب یک پروژه طراحی می‌شود. شرکت‌هایی که از این ساختار استفاده می‌کنند، اهداف خود را بر مبنای اهداف پروژه قرار می‌دهند و در راستای اجرای پروژه، باید تمام افراد به مافوق خود گزارش دهند.

در این ساختار، افراد بدون بخش هستند و تنها در مسیر اجرای پروژه فعالیت دارند؛ این یعنی ساختار پروژه‌ای موقت است و زمانی که پروژه تمام شود این ساختار نیز منحل می‌شود. برای مثال در پروژه‌ی توسعه‌ی یک اپلیکیشن، افراد با توانایی‌های مختلف در تیم‌های مختلف تقسیم می‌شوند. زمانی که پروژه به اتمام برسد این ساختار نیز از بین خواهد رفت.

 

ساختار ماتریسی(Matrix)

این نوع ساختار ترکیبی از ساختار وظیفه‌ای و پروژه‌ای است شبیه یک جدول است که در آن افراد به دو یا چند مافوق گزارش می‌دهند. یکی مدیر پروژه/محصول و یکی مدیر وظیفه‌ای. در طراحی ماتریسی فعالیت‌های روی محور عمودی برحسب وظیفه گروه‌بندی می‌شوند و بر روی این الگوی عمودی یک الگوی افقی مبتنی بر تفکیک‌سازی برحسب پروژه یا محصول قرار می‌گیرد و افراد برای انجام کارهای مشابه می‌توانند به هم ملحق شوند. پویایی و جریان وسیع اطلاعات از ویژگی‌های مثبت و بی‌نظمی و پیچیدگی از ویژگی‌های منفی این ساختار است.

طراحی ساختار ماتریسی زمانی سودمند است که شرکت با کمبود منابع مشترک مواجه است. مثلا یک شرکت ممکن است به هشت گروه تولیدی نیاز داشته باشد، در حالی‌ که منابع لازم برای استخدام فقط چهار متخصص بازاریابی را دارد. ساختار ماتریسی شرایطی را فراهم می‌کند که این هشت گروه تولیدی بتوانند به‌سادگی تخصص این چهار متخصص بازاریابی را به اشتراک بگذارند و از آن بهره ببرند.

 

ساختار بخشی(Divisional)

در این نوع ساختار، افراد با ویژگی‌های مشابه در یک دپارتمان قرار می‌گیرند. نوع تصمیم‌گیری در این سازمان‌ها غیرمتمرکز است و هر دپارتمان تجهیزات و منابع خاص خود را دارد که روش کار مستقل‌تر را امکان‌پذیر می‌نماید تا مانند یک سازمان مستقل فعالیت نماید.
اغلب اوقات، بخش‌ها بدون نیاز به تأیید دیگران سریعاً تصمیم می‌گیرند و تقسیم‌بندی دپارتمان‌ها بر اساس محصول، منطقه‌ی جغرافیایی، مشتری و زمان صورت می‌گیرد.

تقسیم‌بندی بر اساس محصول

در گروه‌بندی بر اساس محصول، واحدها با توجه به نوع محصول تولیدی شکل می‌گیرند. این شیوه برای شرکت‌های چند‌خطی مفیدتر است چراکه گستردگی و تنوع محصولات و ویژگی‌های تولید و بازاریابی در این شرکت‌ها مورد توجه ویژه قرار دارد و در اولویت است. سیاست‌های کلی توسط مدیران ارشد در قالب دستورالعمل‌های کلی سازمان تبیین می‌شود.

تقسیم‌بندی بر اساس مشتری

گروه‌بندی بر اساس مشتریان در سازمان‌هایی مورد استفاده قرار می‌گیرد که با مشتریان متفاوت، رفتار متفاوتی دارند. بنابراین در این سازمان‌ها، نکته‌ی کلیدی برای دسته‌بندی فعالیت‌ها و مشاغل مشتریان هستند. مثلا بسیاری از بانک‌ها برای مشتریانی که مبلغ مشخصی را برای مدت زمان مشخصی در بانک سپرده‌گذاری می‌کنند، خدمات ویژه‌ای در نظر می‌گیرند. به همین ترتیب مشتریان تجاری نسبت به سایر افراد خدمات بهتری از بانک دریافت می‌کنند.

تقسیم‌بندی بر اساس منطقه‌ی جغرافیایی

اگر یک سازمان در محدوده‌های جغرافیایی متعددی فعالیت کند، ممکن است برای مدیریت آن از تقسیم‌بندی بر اساس محدوده‌ی جغرافیایی بهره ببرد. این تقسیم‌بندی برای شرکت‌های بزرگی مناسب است که در محدوده‌ی جغرافیایی بسیار وسیعی فعالیت می‌کنند؛ مثل بانک، بیمه، فروشگاه‌های زنجیره‌ای یا محصولاتی که در سراسر یک کشور پخش گسترده دارند.

تقسیم‌بندی بر اساس زمان

بیمارستان‌ها و دیگر شرکت‌های خدمات‌رسانی عمومی مثل شرکت‌های خدمات تلفنی، که بر پایه‌ی زمان کار می‌کنند، عموما بر اساس همین شیفت‌های کاری گروه‌بندی می‌شوند. به‌عنوان مثال یک شرکت خدمات تلفنی، ممکن است دارای سه شیفت کاری باشد و در هر شیفتِ کاری یک دپارتمان جدا وجود داشته باشد. در عین حال همه‌ی این دپارتمان‌ها دارای اهداف مشابهی هستند.

 

ساختار شبکه‌ای(Network)

این ساختار غیرمتمرکزتر و انعطاف‌پذیرتر از سایر ساختارها است به این معنی که سلسله‌مراتب کمتری در آن وجود دارد و همچنین روابط داخلی و خارجی بین مدیران و مدیران ارشد را به‌خوبی مجسم می‌کند. ساختار شبکه‌ای مبتنی بر روابط آزاد و با الهام گرفتن از ساختارهای اجتماعی است.
در ساختارهای سلسله مراتبی به علت وجود ساختاری دیکتاتوری، بیشتر تصمیم‌گیری‌ها از جانب مدیریت است که با یک اشتباه می‌تواند به تمام سازمان ضرر برساند اما در ساختار شبکه‌ای از دیگر افراد نیز کمک گرفته می‌شود.

مقاله های مشابه